
همســفـر ای دلبر و دلداده بیا همسفرم باش من بی پر و بالم تو بیا بال و پرم باش از فرقت دوری تو بدان دیده پُر آبم عشق بی تو سراب است بیا تاج سرم باش دل در تب و تاب است ببیند زِ تو روئی ای من به فدایت ، بیا بالای سرم باش ای مرغ غزل خوان تو ای دلبر عاشق شب محرمِ راز دل و مرغِ سحرم باش فانوس رهی ره بِنَما ماه دل آرا گمگشته راهم تو بیا راه بَرم باش من خونجگر از عشق تو در فکر جدائی برگرد بیا مونس این خونجگرم باش عشاق همه در طلب دیدن یارند جانا تو بیا جان بسرم چشم ترم باش احمد باقری...
ادامه مطلب